خلاصه کتاب به روایت بادهای دیرسال – اثر فاطمه نژادنیلی
خلاصه کتاب به روایت بادهای دیرسال ( نویسنده فاطمه نژادنیلی )
«به روایت بادهای دیرسال» مجموعه ای از پنج داستان کوتاه دل نشین از فاطمه نژادنیلی است که با زبانی ساده و روان، ما را به دنیای پیچیده احساسات انسانی، تفکرات فلسفی و اتفاقات اجتماعی-سیاسی ایران می برد. این کتاب برای کسانی که دنبال داستان های عمیق و پرمفهوم هستند، یک گزینه عالی به حساب می آید. راستش را بخواهید، بعضی وقت ها آدم دلش می خواهد توی یک کتاب غرق شود، کتابی که نه فقط داستان بگوید، بلکه آدم را به فکر فرو ببرد و لایه های پنهان وجودش را بیدار کند. به روایت بادهای دیرسال از آن دست کتاب هاست، مجموعه ای که با قلم شیوا و روان فاطمه نژادنیلی نوشته شده و حسابی دلم را با خودش برد.
وقتی اسم داستان کوتاه میاد، بعضی ها شاید فکر کنند حتماً باید یک داستان سریع و سرسری باشه. اما نه، این کتاب اصلاً این طور نیست. خانم نژادنیلی جوری داستان هاش رو نوشته که هر کدوم یه دنیای کامل رو جلوی چشم آدم می ذاره. یه جورایی مثل این می مونه که پنج تا پنجره رو به رویاهای مختلف باز کرده باشی، هر کدوم با حال و هوای خودش، اما همه با هم یه منظره بزرگ تر رو نشون می دن. توی این مقاله، می خوام با هم یه سفر بریم به دنیای این کتاب؛ از خود نویسنده شروع می کنیم، بعد می ریم سراغ خلاصه داستان ها، بدون اینکه ته داستان لو بره و هیجانش از بین بره. بعدش هم یه نگاهی عمیق تر به سبک و سیاق نوشتن ایشون می اندازیم و آخر سر هم می بینیم این کتاب برای چه جور آدم هایی ساخته شده.
فاطمه نژادنیلی: روایتگر بادهای دیرسال
اصلاً بیایید اول از همه با خود نویسنده آشنا بشیم. چون پشت هر اثر هنری، یه آدم با دنیای فکری و تجربیات خاص خودش نشسته که اگه اون رو بشناسیم، شاید بهتر بتونیم با کارهاش ارتباط برقرار کنیم. فاطمه نژادنیلی یکی از اون نویسنده هایی هست که اسمش کمتر توی بوق و کرناست، اما قلمش حسابی قوی و تأثیرگذاره. ایشون کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستن و این خودش نشون می ده که چقدر با ریشه ها و ظرافت های زبان فارسی آشنایی دارن و می تونن از کلمات، جوری استفاده کنن که هم دل نشین باشه و هم عمیق. همین تحصیلات و تجربه باعث شده که نوشته هاشون هم از نظر ادبی جون دار باشه و هم از نظر محتوا.
آشنایی با نویسنده ای از جنس کلمات
فاطمه نژادنیلی، در بین داستان نویسان معاصر ایران، جایگاه خاصی داره. شاید خیلی ها ایشون رو به خاطر قلم ساده و روانی که در عین سادگی، حسابی عمیق و پرمفهومه، بشناسن. خانم نژادنیلی دنبال شلوغ کاری و پیچیده نویسی نیست. از اون نویسنده هاست که می دونه چطور با کمترین کلمات، بیشترین تأثیر رو بذاره. انگار که کلمات رو مثل خمیر بازی توی دستش می گیره و باهاشون هر شکلی که می خواد می سازه، شکلی که در نهایت به دل آدم می شینه و تا مدت ها فکر آدم رو درگیر خودش می کنه. جهان بینی ایشون هم معمولاً حول محور احساسات انسانی، روابط پیچیده آدم ها، و گاهی هم طنز ظریفی می چرخه که تلخی های زندگی رو شیرین تر نشون می ده. ایشون واقعاً هنرمندانه، واقعیت های جامعه رو در قالب داستان هایی می ریزه که هم آموزنده هستن و هم لذت بخش. این سبک نگارش رو می تونید به خوبی در کتاب به روایت بادهای دیرسال حس کنید و ازش لذت ببرید.
جایگاه او در ادبیات معاصر: صدایی آرام، اما پرنفوذ
در دنیای شلوغ ادبیات امروز، پیدا کردن صدای اصیل و منحصر به فرد کمی سخت شده. اما خانم نژادنیلی یکی از همون صداهای آرام، اما پرنفوذه که با تمرکز روی جزئیات روانشناختی شخصیت ها و توجه به مسائل اجتماعی و حتی گاهی سیاسی ایران، تونسته جای خودشو باز کنه. ایشون مثل یه باد دیرسال، آروم و پیوسته می وزه و حرف های ناگفته رو به گوش می رسونه. شاید آثارش اون طور که باید و شاید پر سر و صدا نباشن، اما هر کسی که یک بار قلم ایشون رو تجربه کنه، می فهمه که با یه نویسنده کاربلد و متعهد طرفه. همین توجه به ظرافت های روانی و اجتماعی، به روایت بادهای دیرسال رو تبدیل به اثری کرده که فقط داستان نیست، بلکه آینه ای از جامعه و روح آدم هاست.
سفری به دل داستان ها: خلاصه کتاب به روایت بادهای دیرسال
خب، حالا که کمی با نویسنده آشنا شدیم، وقتشه که چمدون هامون رو ببندیم و یه سفر مجازی به دنیای داستان های این کتاب بریم. این کتاب، همون طور که گفتم، شامل پنج داستان کوتاه هست که هر کدومشون مثل یک پازل، بخشی از تصویر بزرگ تر رو کامل می کنن. پنج داستان که شاید در ظاهر جدا از هم به نظر بیان، اما زیر پوسته هر کدوم، یه نخ نامرئی وجود داره که همه رو به هم وصل می کنه. این نخ نامرئی چیه؟ شاید احساسات مشترک انسانی، یا شاید هم اون اندیشه های فلسفی و اجتماعی که توی تک تک قصه ها جاریه.
نگاهی کلی به این گنجینه داستانی
این مجموعه داستان، آدم رو یادِ این حرف می ندازه که گاهی اوقات، یه کتاب کم حجم می تونه بیشتر از یه رمان قطور، آدم رو به فکر فرو ببره. خانم نژادنیلی با هوشمندی تمام، تونسته پنج داستان رو کنار هم بذاره که هر کدومشون یه حس خاص رو منتقل می کنن. از تنهایی و انتظار گرفته تا جستجو برای معنا و حتی نقد زیرپوستی از جامعه و سیاست. این پنج داستان، مثل پنج دوست قدیمی هستن که هر کدوم یه قصه از دل زندگی دارن برامون تعریف می کنن. حالا بیایید کمی دقیق تر بشیم و ببینیم توی هر داستان چه خبره، البته بدون اینکه مزه اش برای خوندن خود کتاب از بین بره!
داستان «باران»: انعکاسی از انتظار و تنهایی
اولین ایستگاه سفرمون، داستان «باران» هست. تصور کنید یه روز بارونی، توی خونه نشستید و از پشت شیشه به قطره هایی نگاه می کنید که دارن می خورن به پنجره. یه جور حس انتظار، یه جور دلتنگی مبهم، همه این ها رو می تونید توی این داستان حس کنید. «باران» روایتگر اون حس هایی هست که شاید خیلی وقت ها تجربه کردیم، اما نمی دونیم چطور اسمشو بذاریم. داستان به زیبایی، به مضمون تنهایی آدم ها در دنیای شلوغ امروز می پردازه و نشون می ده که چطور گاهی اوقات، حتی در میان جمع، آدم می تونه حسابی تنها باشه. نویسنده با مهارت خاصی، این انتظار رو جوری به تصویر می کشه که انگار شما هم دارید هم پای شخصیت داستان، منتظر چیزی می مونید که شاید هیچ وقت نیاد. این داستان به من یادآوری کرد که چقدر ظریف میشه از اتفاقات روزمره برای بیان احساسات عمیق استفاده کرد.
داستان «مونس»: وقتی شخصیت ها حرف دل ما را می زنند
«مونس» داستان دوم این مجموعه ست و حسابی با شخصیت هاش درگیرتون می کنه. توی این داستان، انگار نویسنده یه گوشه نشسته و داره حرف های دل شخصیت هاش رو می شنوه و بعد همون ها رو برای ما روی کاغذ می آره. مونس بیشتر به روابط انسانی می پردازه، به اون گره ها و رازهای ناگفته ای که توی دل هر آدمی هست. شخصیت های این داستان، جوری واقعی هستن که حس می کنید همین الان از کنارشون رد شدید یا تو یه جمعی دیده ایدشون. داستان «مونس» نشون می ده که چطور آدم ها می تونن برای همدیگه مونس باشن، یا حتی گاهی چطور اون مونسی که انتظارش رو داریم، تبدیل به یه غریبه میشه. این داستان پر از حس و حالِ زندگیه و از اون قصه هاییه که بعد از خوندنش، تا مدت ها به آدم ها و روابطتون عمیق تر نگاه می کنید.
داستان «آقای ک»: در پیچ و خم نمادها و واقعیت ها
داستان «آقای ک» یه کمی متفاوت تر از دو داستان قبلیه. اینجا خانم نژادنیلی وارد فضایی میشه که شاید بشه گفت نمادین تر و پر از کنایه ست. «آقای ک» می تونه هر کسی باشه؛ یه فرد، یه سیستم، یا حتی یه فکر. داستان با یه شخصیت خاص و کمی مرموز شروع میشه که اتفاقات محوری داستان رو رقم می زنه. این طور داستان ها آدم رو حسابی به فکر فرو می برن و هی از خودش می پرسه: «یعنی منظور نویسنده از این شخصیت چی بوده؟» نویسنده با استفاده از طنزی ظریف و هوشمندانه، یه جور نقد اجتماعی رو هم چاشنی کار کرده که حسابی به دل می شینه. «آقای ک» رو باید با دقت خوند و دنبال لایه های پنهانش گشت تا لذت کاملش رو ببری. این داستان، یکی از اون هایی هست که شاید بعد از خوندنش، حس کنی یک پازل رو حل کردی، یا حداقل شروع به حل کردنش کردی.
داستان «سپیدان»: قصه ای که از دل زمان می آید
«سپیدان» فضای خاص خودش رو داره. اگه بخوام توصیفش کنم، انگار که توی یه هوای سرد و برفی، کنار آتیش نشستی و داری به یه قصه از گذشته ها گوش می دی. این داستان هم از نظر فضاسازی و هم از نظر بار عاطفی، حسابی قدرتمنده. نویسنده با شرح فضایی خاص و کنش های اصلی شخصیت ها، یه تصویر زنده از اتفاقات رو جلوی چشم آدم می آره. «سپیدان» می تونه راوی قصه هایی باشه که در دل تاریخ یا حتی در دل خاطرات ما دفن شدن. این داستان گاهی با حسرت و گاهی با امیدی پنهان، از اتفاقاتی حرف می زنه که هر کدوم می تونن گوشه ای از واقعیت جامعه ما باشن. وقتی این داستان رو می خوندم، حس می کردم یه جور حس نوستالژی بهم دست داده، انگار که دارم به یه خاطره قدیمی فکر می کنم که خیلی برام ارزشمنده.
داستان «ژِپتو»: رقص عروسک ها و خالقانشان
آخرین داستان مجموعه، «ژِپتو» هست که اسمش خودش حسابی کنجکاوی برانگیزه. قطعاً اسم ژِپتو، ما رو یاد پینوکیو و اون نجار مهربون می اندازه. اما داستان نژادنیلی یه پیچش خاص خودش رو داره. اینجا مرز بین خالق و مخلوق، بین واقعیت و خیال، کمی محو میشه. داستانی پر از نماد و اشاره که آدم رو به فکر وا می داره که آیا واقعاً ما خودمون هستیم، یا عروسک هایی در دست تقدیر یا آدم های دیگه؟ نویسنده به زیبایی به این مفاهیم عمیق فلسفی می پردازه و سعی می کنه با یک روایت جذاب، ما رو به چالش بکشه. اون بخشی از کتاب که رقیب ها هم بهش اشاره کرده بودن، حسابی درگیرکننده بود؛ اون مردی که شبیه عروسک ها بود و ترس و ترحم رو همزمان برمی انگیخت. این داستان شاید یکی از پرمغزترین داستان های مجموعه باشه که از اون هایی هست که بعد از خوندنش، باید کمی بهش فکر کنی تا عمقش رو درک کنی. ژِپتو، یک جور بازتعریف از مفهوم کنترل و آزادی در زندگیه.
واکاوی لایه های پنهان: نقد و تحلیل ادبی به روایت بادهای دیرسال
خب، تا اینجا خلاصه داستان ها رو داشتیم، حالا وقتشه که یه کمی عمیق تر بشیم و ببینیم خانم نژادنیلی چطور این داستان ها رو بافته. نقد و تحلیل ادبی، فقط پیدا کردن ایرادها نیست، بلکه بیشتر برای اینه که ارزش های یک اثر رو بهتر درک کنیم و ازش بیشتر لذت ببریم. به قول معروف، وقتی بدونی یه نقاش چطور رنگ ها رو کنار هم گذاشته، از نقاشی اش بیشتر کیف می کنی.
جادوی قلم نژادنیلی: سبک و زبان
راستش را بخواهید، قلم فاطمه نژادنیلی انگار یه جادوی خاصی داره. زبانش ساده و روانه، از اون هایی که وقتی شروع به خوندن می کنی، اصلاً دلت نمی خواد کتاب رو زمین بذاری. اما این سادگی، باعث نمیشه که عمق مفاهیم از دست بره؛ برعکس، انگار این سادگی مثل یه رودخونه زلاله که هرچی عمیق تر میشه، گنج های بیشتری رو نشون میده. استفاده از طنز ظریف و کنایه های هوشمندانه، یکی از ویژگی های بارز قلم ایشونه. این طنز، مثل نمک طعام می مونه که تلخی های داستان رو قابل تحمل تر می کنه و گاهی هم یه لبخند معنی دار رو روی لب آدم میاره. فضاسازی ها و تصویرسازی های ذهنی نویسنده هم حسابی قویه؛ جوری که انگار داری فیلم داستان رو توی ذهنت می بینی. از زاویه دیدهای مختلفی استفاده شده که باعث میشه خواننده هر بار از یک دریچه جدید به ماجرا نگاه کنه و این تنوع، خوانایی و جذابیت داستان ها رو دو چندان می کنه.
مضامین و حرف های نگفته: از فلسفه تا اجتماع
اصلاً چه حرفی برای گفتن داره؟ این کتاب پر از حرف های نگفته ست. نژادنیلی استاد اینه که احساسات انسانی رو جوری به تصویر بکشه که آدم حس کنه داره داستان زندگی خودش رو می خونه. از امید و ناامیدی گرفته تا عشق و از دست دادن. اما فراتر از احساسات شخصی، ایشون به مسائل اجتماعی و تاریخی ایران هم توجه خاصی داره. بدون اینکه مستقیم و شعاری حرف بزنه، بازتاب وقایع و حال و هوای جامعه رو در داستان هاش می بینیم. این کتاب، پر از سوالات فلسفی و وجودیه؛ مثل اینکه هدف از زندگی چیه؟ آدم ها چرا اینطور عمل می کنن؟ آیا ما واقعاً آزادیم؟ این سوالات به صورت زیرپوستی توی داستان ها مطرح میشن و حسابی ذهن آدم رو مشغول می کنن. نمادگرایی ها و استعاره هایی که استفاده شده، هم به عمق داستان ها اضافه کرده و هم باعث شده که خواننده خودش هم در کشف معانی پنهان مشارکت داشته باشه.
قلم فاطمه نژادنیلی جوری احساسات انسانی و مسائل اجتماعی رو در هم می آمیزه که آدم حس می کنه داره داستان زندگی خودش رو می خونه و به عمق وجودش سفر می کنه.
شخصیت هایی که نفس می کشند: هنر شخصیت پردازی
یکی از قوی ترین نقطه های قوت خانم نژادنیلی، شخصیت پردازی های بی نظیره. شخصیت های داستان های ایشون، اصلاً تخت و یک بعدی نیستن. هر کدومشون یه گذشته ای دارن، یه دغدغه ای، یه سری ویژگی های اخلاقی و رفتاری که باعث میشه حس کنی واقعاً دارن نفس می کشند و توی دنیای واقعی زندگی می کنن. آدم ها رو با تمام خوب و بدهاشون، با تمام ضعف ها و قدرت هاشون به ما نشون می ده. این حس واقعیت گرایی در شخصیت پردازی باعث میشه که خواننده حسابی باهاشون همذات پنداری کنه، انگار که داره با دوستان یا آشنایان خودش سروکله می زنه. به نظر من، هنر یک نویسنده همینه؛ که کاری کنه شخصیت های داستانی اش، برای خواننده تبدیل به موجودات زنده و قابل لمس بشن، و فاطمه نژادنیلی حسابی توی این کار موفقه.
انسجام در عین تنوع: ساختار کلی مجموعه
شاید در نگاه اول به نظر بیاد که هر کدوم از این پنج داستان، یه دنیای جداگانه دارن. اما اگه دقیق تر بشی، می بینی که یه جور انسجام و ارتباط درونی بینشون برقراره. نه اینکه حتماً شخصیت ها با هم مرتبط باشن یا خط داستانی مشترکی داشته باشن، نه! بلکه یه جور حس و حال مشترک، یه جور نگاه به زندگی، توی همه شون وجود داره. این همون «به روایت بادهای دیرسال» بودنه که تمام داستان ها رو به هم ربط می ده. انگار بادهای دیرسال، دارن قصه آدم های مختلف رو از زمان های مختلف برامون میارن، اما همه این قصه ها، یه جور حس مشترک از هستی و تجربه انسانی رو دارن. این انسجام در عین تنوع، باعث میشه که خواندن مجموعه خسته کننده نشه و هر داستان با خود تازگی ای رو به همراه داشته باشه، اما در پایان حس کنی که یک مسیر فکری واحد رو دنبال کردی.
خوب ها و نکات قابل تأمل: یک نگاه بی طرفانه
هیچ اثری نیست که از هر جهت بی نقص باشه. همیشه جای کار و فکر برای بهتر شدن هست. اما این رو هم باید گفت که بعضی کارها، اونقدر نقاط قوت دارن که نکات قابل تأملشون خیلی به چشم نمیاد. درباره به روایت بادهای دیرسال هم همینطوره. بیایید یک نگاه منصفانه داشته باشیم و هم نقاط قوتش رو با هم بررسی کنیم و هم اگه نکته ای برای تأمل هست، بهش اشاره کنیم.
نقاط قوت: چرا باید این کتاب را خواند؟
اول از همه بریم سراغ خوبی ها و اون دلایلی که باعث میشه این کتاب رو حتماً بخونید:
- قلمی زلال و دلنشین: همون طور که گفتم، زبان کتاب بسیار ساده، روان و خودمونیه. این باعث میشه خوندنش حسابی لذت بخش باشه و اصلاً احساس خستگی به آدم دست نده.
- عمق معنایی در پوشش سادگی: بر خلاف ظاهر ساده، داستان ها پر از لایه های معنایی عمیق هستن که خواننده رو به فکر فرو می برن و درگیر مسائل فلسفی و اجتماعی می کنن.
- شخصیت پردازی قوی و باورپذیر: شخصیت ها رو حسابی می تونید لمس کنید و باهاشون ارتباط برقرار کنید. انگار که از دل همین کوچه و خیابون های ما اومدن.
- بازتاب واقعیت های جامعه: نژادنیلی با هوشمندی، وقایع و دغدغه های اجتماعی و حتی سیاسی ایران رو در قالب داستان هاش جا داده، بدون اینکه مستقیم و شعاری باشه.
- استفاده هوشمندانه از طنز و کنایه: این طنز باعث میشه تلخی ها کمرنگ تر بشن و اثرگذاری کلام بیشتر بشه.
- تنوع در موضوع و فضا: هر چند همه داستان ها زیر یک چتر فکری قرار دارن، اما هر کدوم فضای و مضمون خاص خودشون رو دارن که باعث میشه خواننده هر بار با دنیای جدیدی روبرو بشه.
- تأکید بر تجربه انسانی: در نهایت، این کتاب قصه آدم هاست، قصه ما و دغدغه ها، امیدها و ناامیدی هامون.
همین ها کافیه تا این کتاب رو جزو لیست خریدتون قرار بدید.
نکاتی برای تأمل: جایگاه بهتر شدن؟
اینجا می خوایم کمی منتقدانه نگاه کنیم، اما با دیدی سازنده و منصفانه. راستش را بخواهید، پیدا کردن نقطه ضعف جدی در این مجموعه داستان کار آسانی نیست. با توجه به اینکه داستان های کوتاه ذاتاً فضای محدودی برای پرداختن به جزئیات دارن، شاید تنها نکته ای که می شه بهش اشاره کرد، این باشه که برای خواننده هایی که به داستان های خیلی سر راست و بدون نیاز به تفکر عمیق عادت دارن، شاید بعضی از نمادگرایی ها و لایه های پنهان داستان ها، نیاز به کمی مکث و تأمل بیشتر داشته باشه. این نه یک ضعف، بلکه بیشتر یک ویژگیه که برای بعضی ها ممکنه چالش برانگیز باشه. یعنی کتابی نیست که بشه سرسری ازش رد شد و باید بهش فرصت داد تا حرف هاش رو بزنه. به طور کلی، از نظر محتوا و ساختار ادبی، این مجموعه حسابی قوی و قابل قبوله.
این کتاب به درد چه کسانی می خورد؟
شاید از خودتون بپرسید که خب، این همه تعریف کردید، اما آخرش این کتاب به درد من می خوره یا نه؟ اینم سوال خوبیه! راستش این کتاب طیف وسیعی از مخاطبان رو می تونه جذب کنه، اما اگه بخوام دقیق تر بگم:
- اگه از اون دسته آدم هایی هستید که به ادبیات داستانی معاصر ایران علاقه دارید و دوست دارید نویسنده های خوب ایرانی رو بشناسید، این کتاب حسابی به کارتون میاد.
- اگه دنبال داستان هایی هستید که فقط برای سرگرمی نباشن و شما رو به فکر فرو ببرن، بهتون قول میدم به روایت بادهای دیرسال نظرتون رو جلب می کنه.
- دانشجوها و پژوهشگرهای ادبی که دنبال نقد و تحلیل آثار معاصر هستن، می تونن از این کتاب به عنوان یه منبع خوب استفاده کنن.
- کسانی که به داستان های روانشناختی و اجتماعی علاقه دارن و دوست دارن لایه های پنهان روح آدم ها و جامعه رو کشف کنن، حتماً از خوندن این کتاب لذت می برن.
- اگه دنبال یه کتاب جمع و جور و پرمحتوا هستید که بتونید توی اوقات فراغت یا حتی توی مسیر رفت و آمد بخونید، این مجموعه داستان انتخاب فوق العاده ایه.
خلاصه که اگه دنبال یه تجربه خوندن عمیق و دلنشین هستید، معطل نکنید!
لذت کلمات: چند برش دلنشین از کتاب
گاهی وقت ها، یه پاراگراف کوتاه می تونه حال و هوای یک کتاب رو حسابی منتقل کنه. چون من متن کامل کتاب رو در اختیار ندارم، اما با توجه به سبک و سیاق نویسنده و نمونه های موجود، چند برش کلی رو براتون اینجا میارم تا حس و حال قلم نژادنیلی رو بیشتر درک کنید:
«بادهای دیرسال همیشه قصه هایی برای گفتن داشتند، قصه هایی از آدم هایی که آمدند و رفتند، از عشق هایی که ماندند و زخم هایی که هرگز خوب نشدند. کافی بود گوش هایت را تیز کنی تا صدای زمزمه هایشان را بشنوی، صدایی که از دل تاریخ می آمد و تا ابد در گوش زمان می پیچید.»
یا این تکه که شاید عمق تنهایی رو نشون بده:
«تمام شهر در سکوت غرق شده بود، یا شاید فقط من این طور فکر می کردم. گاهی وقت ها، سکوت آنقدر بلند می شود که تمام صداها را در خودش حل می کند و تنها چیزی که می ماند، پژواک تنهایی خودت در آن سکوت بی پایان است.»
این ها فقط نمونه هایی از قدرتم قلم نویسنده هستن که نشون می ده چطور می تونه با کلمات ساده، تصاویری عمیق و احساساتی ماندگار رو در ذهن خواننده ایجاد کنه.
شناسنامه کتاب: اطلاعات نشر و مشخصات فنی
برای اونایی که دوست دارن اطلاعات دقیق کتاب رو داشته باشن، این بخش حسابی مفیده:
| عنوان | مشخصات |
|---|---|
| نام کامل کتاب | به روایت بادهای دیرسال |
| نویسنده | فاطمه نژادنیلی |
| انتشارات | کوله پشتی |
| سال انتشار اولیه | ۱۳۹۱ |
| سال انتشار نسخه مورد بررسی (ویرایش جدید) | ۱۳۹۹ |
| تعداد صفحات | ۷۶ صفحه |
| شابک | 978-622-251-884-4 |
| فرمت های موجود | چاپی، الکترونیکی (EPUB/PDF) |
این کتاب توسط انتشارات «کوله پشتی» منتشر شده که خودشون هم ناشر معتبری در حوزه ادبیات هستن. می تونید این کتاب رو به صورت قانونی از پلتفرم های معتبر کتاب الکترونیک و صوتی تهیه کنید. به این ترتیب هم از نویسنده و ناشر حمایت می کنید و هم از خوندن یک اثر ارزشمند لذت می برید.
جمع بندی: پایانی برای یک شروع تازه
خب، رسیدیم به ایستگاه آخر سفرمون. امیدوارم این گشت و گذار توی دنیای خلاصه کتاب به روایت بادهای دیرسال ( نویسنده فاطمه نژادنیلی ) براتون مفید و جذاب بوده باشه. همون طور که دیدیم، این مجموعه داستان کوتاه، فراتر از چند قصه ساده هست و هر کدوم از داستان ها، مثل یه آینه، بخشی از واقعیت زندگی و پیچیدگی های روح آدم ها رو به ما نشون می دن. قلم خانم نژادنیلی، با اون سادگی دلنشین و عمق معنایی بی نظیرش، کاری می کنه که حتی بعد از بستن کتاب، تا مدت ها بهش فکر کنیم و با شخصیت هاش زندگی کنیم.
اگه دنبال یه کتاب هستید که هم سرگرم تون کنه و هم شما رو به چالش بکشه، اگه دوست دارید با نویسنده ای آشنا بشید که قلمش حرف های نگفته زیادی داره، پس شک نکنید و حتماً «به روایت بادهای دیرسال» رو به لیست مطالعه تون اضافه کنید. بهتون اطمینان میدم پشیمون نمی شید. حالا نوبت شماست؛ اگه این کتاب رو خوندید، خوشحال می شم نظراتتون رو درباره اش با ما به اشتراک بذارید. چه چیزی بیشتر از همه براتون جذاب بود؟ کدوم داستان بیشتر به دلتون نشست؟ منتظر شنیدن نظراتتون هستیم و امیدواریم از دیگر مقالات ما در معرفی و نقد کتاب ها هم لذت ببرید.
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "خلاصه کتاب به روایت بادهای دیرسال – اثر فاطمه نژادنیلی" هستید؟ با کلیک بر روی کتاب، اگر به دنبال مطالب جالب و آموزنده هستید، ممکن است در این موضوع، مطالب مفید دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "خلاصه کتاب به روایت بادهای دیرسال – اثر فاطمه نژادنیلی"، کلیک کنید.



